واکنش ها به جشن پرهزینه همسر روحانی

نامه حسرت بار سرشار به همسر حسن روحانی

محمد سرشار، نویسنده و رییس حوزه هنری استان تهران نامه و مطلبی خطاب به حسن روحانی، رییس جمهور کشورمان و همسر وی نوشته و در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.وی عنوان این مطلب در وبلاگ خود را « رؤیای شیرین روزی که روحانی‌ای یا مسؤولی، پس از شرکت بانو در جشنی اشرافی، به او چنین بنویسد!» گذاشته است.

متن این نوشتار به شرح ذیل است:

خبر رسید که همسر حجت‌الاسلام روحانی، رییس جمهور، میزبان جشنی اشرافی بوده که در آن به برخی مهمانان، سکه‌های طلا بخشیده‌اند، مطربان نواخته و خوانده‌اند، دخترکان رقصیده‌اند، مانکنها به نمایش لباسهای چند میلیونی پرداخته‌اند و اینگونه ولادت بانوی دو عالم، فاطمه زهرا(س) را بزرگ داشته‌اند.دوست داشتم دست‌کم یکی از روحانیانی که نشانه خداوند یا دلیل اسلام برای ما هستند یا مسؤولانی که ما بر دین آنها هستیم، پس از شنیدن خبر شرکت بانو در جشن اشرافی همسر رییس‌جمهور، چنین نامه‌ای به او می‌نوشت:اما بعد. همسرم، به من خبر رسیده که همسر رییس جمهوری اسلامی ایران، تو را به سورى فرا خوانده و تو نیز بدانجا شتافته‌اى. سفره‏اى رنگین برایت افکنده، کاسه‌ها پیشت نهاده، دخترکان را به دست‌افشانی در مقابلت واداشته، جامه‌هایی همسنگ درآمد یک سال یک خانواده پیش رویت به نمایش گذاشته و ….هرگز نمى‌‏پنداشتم که تو دعوت مردمى را اجابت کنى که بینوایان را از در مى‌‏رانند و توانگران را بر سفره مى‌‏نشانند. آنان که دیگران را به صرفه‌جویی فرامی‌خوانند و خود در تجمل از یکدیگر پیشی می‌گیرند.بنگر که در خانه این کسان چه مى‌خورى، هر چه را در حلال بودن آن تردید دارى از دهان بیفکن و آنچه را ـ که یقین دارى که از راه حلال به دست آمده است ـ تناول نماى.بدان که هر کس را امامى است که بدو اقتدا مى‌‏کند و از نور دانش او فروغ مى‌‏گیرد. امام ما، از همه دنیایش به پیرهنى و ازارى و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده بود. البته ما را یاراى آن نیست که چنین کنیم ولى در درازای تاریخ، می‌توانیم او را به پارسایى و مجاهدت و پاکدامنى و درستى خویش یارى دهیم.

یادت هست سالها پیش با هم نامه‌اش به عثمان بن حنیف را می‌خواندیم که نوشته بود: «به خدا سوگند، از دنیاى شما پاره زرى نیندوخته‌‏ام و از همه غنایم آن مالى ذخیره نکرده‌‏ام. و به جاى این جامه ـ که اینک کهنه شده است ـ جامه ‏اى دیگر آماده نساخته‌ام. [...] اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه‌‏هاى ابریشمین، دست مى‌‏یابم ولى هیهات که هواى نفس بر من غلبه یابد و آزمندى من، مرا به گزینش طعامها بکشاند و حال آنکه در حجاز یا در یمامه بینوایى باشد که به یافتن قرص نانى امید ندارد و هرگز مزه سیرى را نچشیده باشد. یا شب با شکم انباشته از غذا سر بر بالین نهم و در اطراف من شکمهایى گرسنه و جگرهایى تشنه باشد.»همسرم! بینوایان، ثروتمند گشته‌اند یا شکمهای گرسنه و جگرهای تشنه، سیر گردیده‌اند؟ آرمانهایمان اسیر دنیایمان شده یا گرد فراموشی بر دردمندی‌هایمان نشسته؟همسرم! آن گاه که شنیدم به تماشای خرامیدن دخترانی نشسته‌ای که پرچمهای برافراشته تبرج در شهرمان هستند، خدا را شکر کردم که چشمهای کم‌سوی پیرزنانی که در جوانی، داغ‌دار نوجوانان شهیدشان شدند، نبودند تا ببینند چگونه از خون جوانان وطن، چمنهای کاخ سعدآباد، بعد سالها، دوباره سبز شده.همسرم! ممکن است کاخها همیشه باشند اما کاخ‌نشین‌ها همیشگی نیستند. این سنت خداوند است که روزگار را در میان مردمان، دست به دست کند.خوشا به حال کسى که وظیفه خود را نسبت به پروردگارش گزارده باشد و در بلاى خویش صابر باشد و شب هنگام خواب را بر چشم خود حرام کند، یا چون خواب بر او غلبه کند، زمین را نهالى و دستهاى خود را بالش سازد. در میان مردمى که از وحشت قیامت شب را زنده داشته‏‌اند و از جامه خواب دورى گزیده‏اند و لبهایشان به ذکر پروردگارشان مى‌‏جنبد و گناهانشان در اثر آمرزش خواستن فراوانشان ناچیز گشته است. «اینان «حزب‌الله»‌ند و حزب خداوند رستگارند.»

پس اى همسرم! از خدا بترس. به همان چند قرص نان اکتفا کن تا از آتش رهایى یابى.

واکنش انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی کرمانشاه به جشن منسوب به همسر رئیس جمهور

به گزارش انقلاب نیوز، در این بیانیه آمده است:سال 1393 به فرموده رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا... خامنه ای (دامت برکاته) سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری شد و انتظار می‌رفت که دولت مردان زودتر از همه به این مهم برسند.در سال های اخیر ولی امر مسلمین نظر ویژه ای به مسأله فرهنگ و اقتصاد داشته اند و همین نظر ویژه باعث شده تا بسیاری از دستگاه ها و سازمان های دولتی و خصوصی برای تحقق این امر تلاش کنند.اعضای دولت محترم باید مدیریت جهادی را سرلوحه کار خود قرار دهند تا ملت غیور ایران از مشکلات اقتصادی و فرهنگی ای که به قول دولتمردان، «دوستانمان ایجاد کرده‌اند» خارج شویم.

اما از ابتدای سال و ابتدای دوره ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی شاهد نادیده گرفتن و کوتاهی منویات رهبر معظم انقلاب به خصوص در مسئله فرهنگ و اقتصاد بوده‌ایم.طی روزهای گذشته شاهد برگزاری جشنی به مناسبت روز زن منسوب به همسر رئیس جمهور بوده ایم، که در آن، برپایی شوی لباس‌های گران قیمت و طلا و جواهرات برای همسران وزرا، و برگزاری مراسم بدور از شان فرهنگ اسلامی و ریخت و پاش هایی که تداعی کننده مراسم های اشرافی بوده است، از جمله حاشیه های این مراسم بوده است.در این بین ما دانشجویان دانشکده فنی شماره یک کرمانشاه از دولتمردان و مسببین این مراسم این سوال را داریم که در حالی که دولت مردم را به انصراف از یارانه ها برای بهبود شرایط اقتصادی و عادلانه پخش شدن ثروت در جامعه تشویق می‌کنند، برگزاری این نوع مراسم که مصداق اشرافی گری است را چگونه توجیه می کند؟آیا مدیریت جهادی قرار است با مهمانی های آن چنانی و اهدای «سکه» تحقق یابد؟! آیا مقابله با فاصله طبقاتی در بین دولتمردان و فقیران جامعه، عزم ملی نمی‌طلبد‌؟! در روزی که ولادت دخت نبوت، همسر امامت و مادر ولایت بوده برگزاری مراسم بدور از شان فرهنگ اسلامی چه معنایی دارد‌؟به هر حال در روزهایی که، مسئولان باید تمام توان خود را برای اجرای صحیح طرح تحول اقتصادی بکار گیرند برگزاری این نوع مراسم‌ها قابل تامل است؛ بدون شک این رفتارها، «امید» مردم را به دولت «تدبیر» و «امید» کم می‌کند؛ مردمی که این روزها دلهره ها و سوالات زیادی نسبت به اجرای طرح هدفمندی دارند و تکرار این رفتارها به نوعی دهن کجی به مطالبات مردم از دولت است.

و ....

/ 0 نظر / 10 بازدید